صائن الدين على بن تركه
14
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
احوال كه بر صحايف ملابس حاجبه « 1 » صورت بسته « 2 » كه در طى كسر هريك و ضم آن به ديگرى فتح ابواب « 3 » آن بيان مىشود و مىتواند بود كه حمل اين سخن بر مراتب اصلى وجود كنند چه مرتبهء صامت حمل « 4 » بر تعين اول مىتوان كرد و ناطق بر تعين دوم كه قايل « 5 » قول « كن » همانجا ثابت شده و « غمز عيون » اشارت به مرتبهء ارواح كه اعيان موجودات در آنجا ظاهر شده و كسر حواجب اشارت به ديگر مراتب كه صور « 6 » حاجبه دارند و تا كسر سورت « 7 » آن صور حاجبه نمىشود فتح باب معنى صورت نبندد . و اينكه گفته « 8 » « دانى چه حديث مىكند در گوشم » تفصيل آن سخن است ، چه در اصول تحقيق ، روشن شده كه بيان تمام توحيد آن است كه مشتمل بر تنزيه و تشبيه باشد چنانچه ذوق كمال ختمى از آن تعبير نموده و فحواى « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » از آن نشان مىدهد . و تمام تحقيق اين سخن در شرح فصوص الحكم مبين گشته ، از آنجا بطلبند و چون اين ابيات مشعر به طرف جمعيت بيشتر است از براى اين ، تخصيص حديث به اينها كرد . قوله : « لا مشاحة فى الالفاظ » هرچند در تعبير معانى به الفاظى كه دلالت بدان مىكند جاى مناقشه و مضايقه نمىباشد در قانون توجيه وليك شك نيست كه هر عبارتى « 9 » كه مطابق صور « 10 » منزله آسمانى و عبارات معربه قرآنى باشد و منطبق بر اقوال و احوال ختمى محمدى - عليه الصلاة و السلام - و موافق كتاب و سنت او بود دلالت آن بر اصل معنى توحيد راستتر آيد و فهم تمام معنى از آن عبارت معربه « 11 » روشنتر باشد و وجه تطبيق حب بر اين معنى و بيان اصل آن
--> ( 1 ) - ب : حاجيه . ( 2 ) - ب : بست . ( 3 ) - ب : ابواب چه مرتبه آن . ( 4 ) - ب : حمل و بر تعيين . ( 5 ) - ب ، ن : قابل . ( 6 ) - ب : صورة . ( 7 ) - ب : سوره آن صورة . ( 8 ) - ن : گفت . ب : مصراع . ( 9 ) - ب : عبادتى . ( 10 ) - ب : صورت . ( 11 ) - ب : و روشنتر .